List

  Posts

Oktober 18th, 2019

سال ۱۳۸۳

باران بی وقفه می بارد. هوا تاریک و سرد و دلگیر است. باید به گونه ای خود را سرگرم کنم. […]

Oktober 8th, 2019

بیمارستان

اسم بیمارستان که شنیده می شود، دل آدم خود به خود می لرزد. ساده نیست که. بیمارستان یعنی یکی دارد […]

September 23rd, 2019

مهرماه و مدرسه، یادش به خیر

وارد خیابان فرعی می شوم. ساختمان کودکستان، دبستان، گزامت، رئال و… و… همه در یک خیابان و نزدیک به هم […]

September 17th, 2019

کتاب و امانت

باران که قطع شد، هلنا زنگ زد و گفت:« کتابفروشی پیدا کردم که اجناس خیلی ارزانی آورده است. سر کوچه […]

August 31st, 2019

فقیر که بودیم

فقیر که بودیم، خوشبخت بودیم خانه ای دو اتاقه اجاره ای داشتیم. دو اتاق کوچک و یک دهلیز بین دو […]

August 19th, 2019

نوه ها خودِ خوشبختی اند

شیرینی زندگی یعنی، صبح که بیدار می شوی، صدا و نگاه شیرین نوه ها را می شنوی و می بینی. […]

August 2nd, 2019

سووقه ت : هدیه

سووقه ت بیر نئچه گون قورتولورسان ، بو غربتین هاواسیندان گئنه وطن تورپاغینا ، گئدیرسن خوش حالین اولسون بو اتاق […]

Juli 30th, 2019

مدرسه دن قاچدیغیم گون

 دوم اوخویاندا ، ائویمیز دیکباشیندا ، مسگره بازار اولان کوچه نین باشیندایدی. بیر ایکی مرتبه لی ائو کرایه ائله میشدیک. […]

Juli 24th, 2019

احمد شاملو

.احمد شاملو در دهه 1990 میلادی، جزء ده شاعر بزرگ دنیا شناخته شده بود ( عبور از خود عبور از […]

Juni 30th, 2019

gib mir mein Herz zurück

قلبم را پس بده فارسی قلبم را پس بده خنده تو مصنوعیست دیگر فکر تو پیش من نیست نوازشت مصنوعیست […]