List

یاغ ای قار ، یاغ ای آغیر قار قبری اوسته
یاغ ای قار ، یاغ ای غملی قار قبری اوسته
یاغ ای قار
قاری چوخ سئودیین منه دئییردی
یاواش – یاواش یاغسا ، منه دئییردی
بو قیشین قاری ناواخ اریسه
اوزامان باهاردی ، منه دئییردی
یاغ ای قار ، یاغ ای آغیر قار قبری اوسته
یاغ ای قار ، یاغ ای غملی قار قبری اوسته
یاغ ای قار
قارین اوستونده اوینویان زاماندا
آیاق سسی اوزاقلاشان زا ماندا
دالیسیجا قاچیردیم قارلار اوسته
قاچما زویگه شدی یئرلر او دئییردی
یاتدیغی یئری اؤرت اؤز پاکلیغیندان
دئنه ن کی من ایله گلینجیق آیی
اونون گولوشله رین چوخ ایستییریک
اونون اوچون بیز هر یئری  گزیریک
یاغ ای قار ، یاغ ای آغیر قار قبری اوسته
یاغ ای قار  ، یاغ ای غملی قار قبری اوسته
یاغ ای قار
*
ببار ای برف ، ببار ای برف سنگین بر مزارش
ببار ای برف، ببار ای برف غمگین بر مزارش
به من می گفت برفو دوست داره
به من می گفت اگه بارون بباره
به من می گفت این برف زمستون
همین که آب شه اون وقت بهار
ببار ای برف ، ببار ای برف سنگین بر مزارش
ببار ای برف، ببار ای برف غمگین بر مزارش
به وقت بازی تو برف زمستون
صدای گامهاش وقتی می شد دور
پی او می دویدم توی برفها
به من می گفت: ندو لیزه زمینها
بپوشان بستر پاکش به پاکی
بگو با او که من با خرس کوکی
برای خنده هاش دلتنگ گشتیم
به دنبالش همه جاها رو گشتیم
ببار ای برف، ببار ای برف سنگین بر مزارش
ببار ای برف، ببار ای برف غمگین بر مزارش
حبیب محبیان

  Posts

Juni 28th, 2022

صدای گریه می آید

همه چیز فدای عشق؟عصر است، عصر یک روزِ گرمِ تابستان. ساعت حدود هشت و نیم شب است و خورشید دارد […]

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]

Januar 21st, 2022

اتوبوس شهری

کلاس ششم که تمام شد ، من و مهرناز خوشحال شده ، به مهناز و پریناز پز دادیم. زیرا که […]

Januar 10th, 2022

نوه های شیرینِ من

هرگاه که نوه هایم دور و برم می پلکند، سر و صدا وهای وهویشان فضای خانه را پر می کند، […]

Dezember 21st, 2021

من و یلدا و حافظ

یادش به خیر، برف باریده و هوا سرد و زمین یخبندان بود. بی صبرانه منتظر بودیم که خانم ناظم، زنگ […]

Dezember 16th, 2021

من و حافظ

وقتی که دلتنگی سراغت می آید و حس می کنی دنیا با همۀ سنگینی اش بر سرت آوار می شود، […]

Dezember 13th, 2021

دعای نظامی

خداوندا چیزی به ما بده که سبب آرامش ما شود و پشیمانی به همراه نیاورد. درِ کرمِ خود را به […]