List

مادرم یک سری طلا داشت. گویا هدیه عروسی اش بود. مدل جدید طلا که به بازار می آمد ، طلاهای کهنه اش را به بازار می برد و با مدل جدید عوض می کرد.آخرین بار ، زنجیر طلا خرید. به نظرم گرانبهاتر از طلاهای قدیمی اش بود. چون علاوه بر طلاهای کهنه ، یک مقدار هم پول پرداخت کرد. همین طلائی که شبانه روز بر گردن مادرم می درخشید ، پشتوانه ای شد برای ما ( خواهران و برادارن ) می خواستیم کنکور شرکت کنیم. می گفت : شما غصه هزینه تحصیل را نخورید. پول کم بیاوریم گردنبندم را می فروشم. پدرم نیز می گفت : شما غصه نخورید ما که نمرده ایم خانه مان را می فروشیم. داداش بزرگ که می خواست برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کند ، هردو آماده بودند که خانه و طلا را بفروشند.
پدر دار فانی را دواع گفت و مادر را تنها گذاشت و رفت .
مادر ماند تا با طلای آویزان بر گردنش ، برای مدتی پشتوانه ام باشد. به هنگام گرفتاری بگوید که نمرده ام طلایم را می فروشم و مشکلت را حل می کنم. همین جمله او برای دلگرمی و هدایتم رو به جلو کافی است.
قربان صفای مادر . این دوست بی منت و بی ادعای فرزند.

  Posts

Februar 1st, 2023

آتش بدون دود – کتاب چهارم

از عشق سخن باید گفتهمیشه از عشق سخن باید گفت.می گوید: عشق ترجیع بندی ست که هیچ رُجعتی در آن […]

Januar 28th, 2023

مادرم

آخرین فیلم ات را می بینم، شبیه فرشته ی سپید بالی هستی که داخل پنبه ی سفیدِ گلداری فرورفته و […]

Januar 20th, 2023

آتش بدون دود – دفتر چهارّم

آتش بدون دود – کتاب چهارم – واقعیتهای پرخوننویسنده: نادر ابراهیمیپدری که نفهمد بچّه اش درد دارد، پدر نیست، کُندۀ […]

Januar 16th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوم

در تمام سالهایی که در صحرا کار می کردم، هرگز از هیچ ترکمن آزار و اذیّتی ندیدم، امّا محبّت و […]

Januar 15th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوّم

آق اویلر به غم میدان داد، و غم، قانع نیست. هرچه مدارا کنی، ستیز می کند، هرچه عقب بنشینی، پیش […]

Januar 8th, 2023

آتش بدون دود

آتش بدون دود –  دفتر سوم – اتّحادِ بزرگنویسنده: نادر ابراهیمیگومیشان سرزمینِ تیراندازانِ آرامآقشام گلن در گومیشان زندگی می کند […]

Dezember 28th, 2022

آتش بدون دود – دفتر دوّم

آتش بدون دود –  دفتر دوم – درختِ مقدّسنویسنده: نادر ابراهیمیمن نه یموتم نه گوگلان، من ترکمنم و ایرانی ام، […]

Dezember 22nd, 2022

آتش بدون دود – کتاب اوّل

آتش بدون دود – کتاب اول – گالان و سولمازنویسنده: نادر ابراهیمیآتش بدون دود نمی شود و جوان بدون گناهآلاو […]

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]