List

دور و بر باغچه ام پر از کلاغ است. سیاه و بزرگ. یعضی وقتها که برای ریختن دانه به آشاینه پرنده گان نزدیک می شوم ، با دیدن این کلاغهای سیاه که جثه بزرگتری هم دارند ، می ترسم. اما بر ترس خود غلبه کرده و آب و دانه می ریزم که بخورند و سیر شوند. همسایه طبقه بالای ما خاتون سالخورده ای است که با دیدن من ، به سرعت از پله ها پایین می آید و اعتراض می کندکه : « شما موجب می شود این سیاه سوخته های خطرناک به اینجا عادت کنند و بیایند و بخورند و به ما حمله کنند.» در جوابش می گویم :« نگران نباشید اینها فقط برای سیر کردن شکم خود در این هوای سرد ، اینجا می آیند. کاری به کارمان ندارند.» خلاصه از او اعتراض و پرخاش است و از من دلداری و دعوت به آرامش .
به سراغ صاحبخانه رفته و از آنها خواسته که به من تذکر دهند که اجازه دانه دادن به کلاغها را ندارم و آنها نیز جواب داده اند که همسایه شما کار خلافی نمی کند که تذکر بدهیم . غذا دادن به حیوانات آن هم در این سرما کار درستی است. شما  هم بروید و دانه بخرید و به پرنده گان بدهید.
آخ که دلم خنک شد.

  Posts

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]

Oktober 10th, 2022

زدم فالی و حافظ این چنین گفت:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشتمن اگر خوبم اگر بد تو برو خود […]

September 28th, 2022

دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ

حال و هوای خوشی ندارم. آسمان ابری و گرفته است. سرما تن و جانم را می لرزاند. مضطربم. آفتاب گرما […]

September 20th, 2022

سیف فرغانی چه خوش می فرماید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت، غبارش فرونشستگردِ سَمِ خَرانِ […]

September 11th, 2022

جانِ من مولانا

دلم می خواست درباره مولانا بنویسم. دلم می خواهد به قونیّه بروم و زیارتش کنم. اما نه توان رفتم دارم […]

September 5th, 2022

دعانویس – دیروز

سالها پیش،گویا کلاس نهم یا دهم بودم. روزی از روزهای سر زمستان، آقا کمال از تهران به پدرم تلفن کرد […]

August 25th, 2022

دمی با عطّار

ره میخانه و مسجد کدام استکه هردو بر من مسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه […]

August 18th, 2022

تا مرد سخن نگفته باشد

دوستی داشتیم که خیلی کم حرف بود. هر وقت دور هم جمع می شدیم و می گفتیم و می خندیدیم، […]

August 10th, 2022

امیرهوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج معروف به سایه، درگذشت.پرسیدند:« کدام یک از اشعار شهریار را دوست داری؟»گفت:« خود شهریار را.»ایران ای سرای امیدبر […]