List

شیرینی زندگی یعنی، صبح که بیدار می شوی، صدا و نگاه شیرین نوه ها را می شنوی و می بینی.
خوشبختی یعنی روز را با صدا و هیاهوی نوه ها شروع کردن و آرامش را در چشمان معصوم و نگاه شیرین آنها حس کردن.
چه زیباست که هنگام صرف صبحانه، این فرشته های کوچک دور سفره ات نشسته و با شیطنت از تو مربا بخواهند و مادرشان به حرمت مادربزرگ اجازه مربا خوردن بدهد. گوئی مربای دست پخت مادربزرگ دندان هایشان را خراب نمی کند.
من احتیاجی به مسافرت و تفریح و… شنیدن صدای امواج دریا از نزدیک، ندارم. امواج دریا در بازوان پرمهر و گشادۀ نوه هایم است که با عجله و سبقت گرفتن از یکدیگر خود را در آغوشم رها می کنند و غرق بوسه و محبت می کنند.  برای من صدای خنده های بلندشان، بهترین موسیقی است. اما گریه شان، هنگام گریه کردنشان آینه ای جلوشان می گیرم و می خواهم که به قیافه خنده دارشان به هنگام گریه نگاه کنند. یا خجالت کشیده و سکوت می کنند و یا دیدن دهان کج و باز، موجب خنده شان می شود.
من این چنین خوشبختم.

  Posts

September 21st, 2020

سه مینی مال وترجمه من

شاعر: بهنام رضایی زاده 1 – ای زن زمین و آسمان ندارد بهشت هم بروی باز اسباب بازی مؤمنین می […]

September 19th, 2020

موی سفید در دنیای شعرا

گفتی که پس از سیاه زنگی نبودپس موی سیاه من چرا گشت سفید؟حافظ*موی بر سر شد سپید و روی من […]

September 7th, 2020

دلقک ها

دلقک به کسی می گویند که با اداها و سخنان بیهوده و انتقاد، موجب خنده اطرافیان می شود. در زمان […]

September 3rd, 2020

گیاه پنیرک

پنیرک گیاهی علفی و یک ساله است. بچه که بودیم ، باغچۀ حیاطِ خانه مان پر از پنیرک و ختمی […]

August 2nd, 2020

شب در دنیای شعرا

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواج نگاه تو به من می رسد از دور فریدون […]

Juli 23rd, 2020

همدم

همدم نویسنده : مرضیه دستگردی طبق قرارشان با تی شرت و شلوار مشکی کنار تنها مجسمه پارک روی نیمکت نشسته […]

Juli 15th, 2020

وئرونا ( حکایتی از دفتر چهارم )

اتاق سمت راست روبروی سالن غذاخوری ، دوتختخوابه بود. لنا و وئرونا ساکن این اتاق بودند. لنا زمین گیر بود. […]

Juni 18th, 2020

لودویک ( حکایتی دیگر از دفتر چهارم )

یک روز بارانی وهوا تاریک و دلگیر بود. یکی از تختخوابهای اتاق شماره 153 خالی شده بود. دو هفته پیش […]

Juni 16th, 2020

خانم رایزیان ( حکایتی از دفتر چهارم )

اول صبحی با سر پرستار وارد سالن بزرگ خانه سالمندان شدیم . قرار بود یکی یکی در اتاقها را بزنیم […]

Juni 8th, 2020

سیاه مشق های یک معلم – دفتر چهارم

لیست حکایتها در کتابِ سیاه مشق های یک معلم – دفتر چهارم 1 – روحیه 2 – تاجی 3 – […]