List

گفتی که پس از سیاه زنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید؟
حافظ
*
موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
از فراق دلبری کاسدکن خوبان چین
مولانا
*
ز سری موی سفیدی روئید
خنده ها کرد بر او موی سیاه
که چرا در صف ما بنشستی
تو ز یک راهی و ما از یک راه
گفت: من با تو عبث ننشستم
بنشاندند مرا خواه نخواه
پروین اعتصامی
*
من موی را نه از آن می کنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی در مصیبت پیری کنم سیاه
رودکی
*
مخند ای نوجوان زنهاربر موی سفید ما
کاین برف پریشان سر هر بام ببارد
صائب تبریزی
*
صفای موی سفید از سیاه کمتر نیست
چه نسبت است به عنبر، بهار عنبر را؟
صائب تبریزی
*
موی و رویم سپید گشت و سیاه
روی شد موی و موی شد رویم
نشود پاک رنگ هردو همی
گرچه هردو به خون همی شویم
مسعود سعد سلمان
*
موی سفید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام
رهی معیری
*
موی سپید آیت پیریست در جهان
گوش تو از سپیدی مو شکوه ها شنید
لیکن سیاه روزی من بین که بر سرم
مویی بجا نماند که پیری کند سفید
رهی معیری
*
به پیری مدار از جوانی امید
نگرددسیه، باز موی سپید
قوسی مشهدی
*
در ریش خودم موی سفیدی دیدم
از آینۀ منزلمان رنجیدم
مهدی صادقی
*
در آینه چون نگاه کردم
یک موی سفید خود بدیدم
ز اندیشۀ ضعف و وهم پیری
در آینه نیز ننگریدم
انوری
*
سر کوه بلند فریاد کردم
ز دوران جوانی یاد کردم
از این موی سفید و قوس پشتم
مو از دست فلک فریاد کردم
پرویز حاتمیان
*
چندان فرو بارید برف جامد ایام
کز حجم سردش، موی من رنگ زمستان یافت
نادر نادرپور
*
چه زود می رسه سرمای زمستون
میاد برف رو گلا رو می پوشونه
دیگه هیچ چی حنام رنگی نداره
همین موی سفیدم یه نشونه
لیلا کسری
*
موی سفیدو توی آینه دیدم
آهی بلند از ته دل کشیدم
تا زیر لب شکوه رو کردن آغاز
عقل هی ام زد که خودت رو نباز
جهانبخش پازوکی
*
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
مسعود سپند
*
آینایا باخاندا گؤردوم، ساققالیما دن دوشوبدی
من کی چوخ قوجالمامیشام، بیلمیرم نه دن دوشوبدی
شهریار
*
حاق عاشیقی یارالیدیر غم چکه

اوره گیمه سالار قارا خال لکه

سنی آند وئریرم صاف ویجدانا مسلکه

آغارما آی ساچلاریم آی اغارما

میکائیل آزافلی
*
آرزو سونسوز عؤمور یاری
آرتدی آلنین قیریشلاری
سنده انصاف اولسون باری
آغارما ساچیم آغارما
ممد آراز
*
 

  Posts

Februar 1st, 2023

آتش بدون دود – کتاب چهارم

از عشق سخن باید گفتهمیشه از عشق سخن باید گفت.می گوید: عشق ترجیع بندی ست که هیچ رُجعتی در آن […]

Januar 28th, 2023

مادرم

آخرین فیلم ات را می بینم، شبیه فرشته ی سپید بالی هستی که داخل پنبه ی سفیدِ گلداری فرورفته و […]

Januar 20th, 2023

آتش بدون دود – دفتر چهارّم

آتش بدون دود – کتاب چهارم – واقعیتهای پرخوننویسنده: نادر ابراهیمیپدری که نفهمد بچّه اش درد دارد، پدر نیست، کُندۀ […]

Januar 16th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوم

در تمام سالهایی که در صحرا کار می کردم، هرگز از هیچ ترکمن آزار و اذیّتی ندیدم، امّا محبّت و […]

Januar 15th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوّم

آق اویلر به غم میدان داد، و غم، قانع نیست. هرچه مدارا کنی، ستیز می کند، هرچه عقب بنشینی، پیش […]

Januar 8th, 2023

آتش بدون دود

آتش بدون دود –  دفتر سوم – اتّحادِ بزرگنویسنده: نادر ابراهیمیگومیشان سرزمینِ تیراندازانِ آرامآقشام گلن در گومیشان زندگی می کند […]

Dezember 28th, 2022

آتش بدون دود – دفتر دوّم

آتش بدون دود –  دفتر دوم – درختِ مقدّسنویسنده: نادر ابراهیمیمن نه یموتم نه گوگلان، من ترکمنم و ایرانی ام، […]

Dezember 22nd, 2022

آتش بدون دود – کتاب اوّل

آتش بدون دود – کتاب اول – گالان و سولمازنویسنده: نادر ابراهیمیآتش بدون دود نمی شود و جوان بدون گناهآلاو […]

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]