List

بچه که بودیم ، دو دوست بودیم ، مثل دو خواهر ، اما نه ، فراتر از خواهر ، مانند یک روح در دو جسم .

با هم بازی می کردیم ، با هم می خندیدیم ومی گریستیم ، با هم آذری می رقصیدیم و پای برزمین می کوبیدیم . با هم می خوردیم و می خوابیدیم ، با هم می خواندیم و می نوشتیم ، با هم رجز می خواندیم و حرفهای گنده تر از دهانمان میزدیم.

هر دو در یک شب طوفانی به خانه بخت رفتیم. راهمان جدا شد و سرنوشتمان یکی .

او زیر ضربات مشت و لگد صبور نبود و سوخت ، من زیر صربات مشت و لگد صبور بودم و سوختم .

او با فریاد اعتراضش سوخت و من با سکوتم .

مقاومت او در مقابل جور و ستم ، خانه خرابش کرد ، صبر و سکوت من در مقابل جور و ستم .

او در حسرت دیدار فرزندانش سوخت و من در کنار فرزندانم .

او بی وفا و گستاخ لقب گرفت و من پخمه و دست و پا چلفتی .

او به دور از فرزندانش به بیماری روحی و جسمی مبتلا شد ، من در کنار فرزندانم .

او جور روزگار کشید ، من جور همسر .

چندی پیش دو دوست همدیگر را در یک مجلس عروسی دیدیم . هردومان همچون کشتی طوفان دیده ویران ، پیرو شکسته ، با گردی از غم سالیان بر رخ، پبر و شکسته بودیم .

دیگر آذری نرقصیدیم ، زیرا نه در پاهای او توان پای کوبیدن مانده بود ، نه در قلب من آرزوی رقصیدن .

اکنون دو جوان برومند او گاهگاهی به دیدار مادر رنج کشیده شان می شتابند و دو جوان برومند من در کنارم بر زخمهای کهنه دلم مرحم می گذارند.

*

لیست سیاه مشق های یک معلم – جلد دوم

1 – قیز بسدی

2 – من و مهناز

3 – تئللی و تلخون

4 – پری و زری

5 – الناز و ساناز

6 – نگین و نرگس

7 – آغجاقیز

8 – گلشن و علی پاسبان

9 – خیرداخانیم

10 – گؤزل

11- فیصل و نایاب

12- ناریش خانیم

13 – عاتیکه خانیم

14 – توران

15 – ستاره

16 – عباس

17 – حکایت ستار

18 – گولنار

19 – گربه زرد گل صنم

20 – اورقیه آنا

*

– سیاه مشق های یک معلم – جلد دوم

2

  • Taschenbuch: 176 Seiten
  • Verlag: H&S Media (10. Juli 2011)
  • Sprache: Persisch
  • ISBN-10: 1780830246
  • ISBN-13: 978-1780830247
  • Größe und/oder Gewicht: 21,6 x 14 x 1 cm

  Posts

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]

Oktober 10th, 2022

زدم فالی و حافظ این چنین گفت:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشتمن اگر خوبم اگر بد تو برو خود […]

September 28th, 2022

دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ

حال و هوای خوشی ندارم. آسمان ابری و گرفته است. سرما تن و جانم را می لرزاند. مضطربم. آفتاب گرما […]

September 20th, 2022

سیف فرغانی چه خوش می فرماید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت، غبارش فرونشستگردِ سَمِ خَرانِ […]

September 11th, 2022

جانِ من مولانا

دلم می خواست درباره مولانا بنویسم. دلم می خواهد به قونیّه بروم و زیارتش کنم. اما نه توان رفتم دارم […]

September 5th, 2022

دعانویس – دیروز

سالها پیش،گویا کلاس نهم یا دهم بودم. روزی از روزهای سر زمستان، آقا کمال از تهران به پدرم تلفن کرد […]

August 25th, 2022

دمی با عطّار

ره میخانه و مسجد کدام استکه هردو بر من مسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه […]

August 18th, 2022

تا مرد سخن نگفته باشد

دوستی داشتیم که خیلی کم حرف بود. هر وقت دور هم جمع می شدیم و می گفتیم و می خندیدیم، […]

August 10th, 2022

امیرهوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج معروف به سایه، درگذشت.پرسیدند:« کدام یک از اشعار شهریار را دوست داری؟»گفت:« خود شهریار را.»ایران ای سرای امیدبر […]