List

تو از زندگی می گریختی، اما او سواره بود و تو پیاده. فوری به تو می رسید و سوارت می کرد و می برد. به کجا؟ به جاهائی که دوست نداشتی.
و تو التماس می کردی که نگهدارد تا پیاده شوی و من صدای التماس ات را می شنیدم. فقط من می شنیدم. چرا که ما دو همدرد بودیم. هر دو درد داشتیم.
ای که با پای پیاده می گریختی و اتوبوس ها و سواری ها را پشت سر می گذاشتی، تا زندگی به تو نرسد. بالاخره موفق شدی. این بار چنان سریع دویدی که زندگی به گرد پایت نرسید. ای گریخته و رها شده، منزل مبارک

  Posts

Januar 17th, 2020

هر سال می گیم دریغ از پارسال

هر سال، در انتظار تمام شدن هفته ها و ماهها هستم که بگذرد، شاید سال جدید برایمان شادی و ارزانی […]

Januar 17th, 2020

عکسم تو نگهدار که فردا اثرم نیست

داشتم کمدم را مرتب و تمیز می کردم که قوطی نامه ها و عکس های ارسالی از ایران ( که […]

Januar 6th, 2020

حزین بایاتیلار

جاوان قارداشی اؤلن لره، ایگیت اوغلو اؤلن آنالارا، آللاه صبر وئرسین. عزیزینم مرد آدا گلدیم دادا فریادا اؤزون اؤلدون قورتولدون […]

Januar 5th, 2020

منزل مبارک

تو از زندگی می گریختی، اما او سواره بود و تو پیاده. فوری به تو می رسید و سوارت می […]

Dezember 20th, 2019

شب یلدا

شب یلدا بود و یک دنیا صلح و صفا و دوستی . شب یلدا بود و نخود و کشمش و […]

Dezember 9th, 2019

کره کره، دایی یادا کره؟

دئییر گؤنلرین بیر گونونده بیر اوغلان دایی سینا دییه ر : آی دایی باشیوا دولانیم بورجلو دوشموشه م . طلبکارلار […]

November 18th, 2019

الیزابت ها

میان ماه من تا ماه گردن – تفاوت از زمین تا آسمان است الیزابت زلبرت – الیزابت زلبرت را به […]

November 13th, 2019

جیک جیک مستونت که بود

اورقیه آنا پیرزن جالبی بود. برای خودش آداب و رسوم و باورهائی داشت و پای بند آن آداب بود  روزی […]

November 12th, 2019

کلنگت را بردار

داشتیم وبگردی می کردیم که به  عبید زاکانی و سخنان شیرین اش رسیدیم. گفتم:« این عبید زاکانی عجب طناز با […]

November 3rd, 2019

اگر او بتواند

هاله:« خبر را شنیدید؟ دخترِ گل صنم مردود شد صالیحا:« طفلک گل صنم! صبح تا شب کار می کند که […]