List

حیرت – 1

نه در زننده را
می شناسم
نه در گشاینده را
تنها به هیبت در می نگرم

*

حئیرت
نه قاپینی چالانی
تانیرام
نه آچانی
یالقیز قاپینین یئکه لیغینه
باخیرام

*

2 – خنیا
متواری بودم
نام من را گفتم
متواری تر شدم
نام تو را
خاکستر شدم
نام هیچ را
دیگر متواری نیستم

*

خنیا
قاچاغیدیم
اؤز آدیمی چاغیردیم
داها قاچاق اولدوم
سنین آدینی
کول اولدوم
هئچی چاغیردیم
داها قاچاق دئییلم

*

3 – ناسروده
بیرون شعر
در قیامت کلمات
تو بی نشانه گذشتی

*

دئییلمه میش
شعرین ائشیگینده
سؤزجوکون قیامتینده
سن ایزسیز کئچدین

*

4 – غربت غریبه
در بیشه بالادست
غزالی خفته است
که به دام من نمی افتد
امشب نیز
با بادهای صحرا بازمی گردم

*

غریبه غربت

یوخاری مئشه ده
بیر مارال یاتیب
کی منیم کمندیمه دوشمور
بو گئجه ده
چولون یئللریله
قاییدیرام

*

5 – از کلاغ نمی ترسم
از کلاغ نمی ترسم
از کلاغ به تنگ آمده ام
بگذار امشب
آن قناری بخواند
بگذار امشب
یک شب دیگر باشد

*
قارغادان قورخمورام
قارغادان بئزمیشم
اذن وئر بو گئجه قناری اوخوسون
اذن وئر بو گئجه
باشقا بیر گئجه اولسون

*

6- در جدال
در جدال
میان تو
و من
آنکه می فرساید
عشق است

*
منیم له سنین ساواشیمیزدا
سارالا سولا قالان
سئوگی دیر

*

7 – حرفهای تو
حرفهای تو
به شکل
سکوت خداوند است
ای گلستان
گل سرخ

*
سنین سؤزلرین
تانری نین سس سیزلیینین ته هرینده دیر
ای قیزیل گولون
گولوستانی

*

8 – دو پرنده
دو پرنده
بر فراز شاخسار سیب
ناگهان
سه پرنده شدند
و خدا
عشق را
این گونه آفرید

*
ایکی قوش
آلما آغاجینین یوخار بوتاغیندا
بیردن بیره
اوچ اولدولار
و تانری
سئوگینی
بئله سی یاراتدی

*

9 – دیدار
می آیم
می نشینم
به مرگ می نگرم
که در اتاقم
پیش از من
روبروی من
بر مخده لم داده است.
در چشمان هم می نگریم
می فهمد هنوز از رنگ حیاتم.
بی سختی
چون خالی معظم بلند می شود
در را چون هجایی سنگین می گشاید
و از حیاط می رود.
و من شراب شعف را سر می کشم
از پنجره به صدای قناری بر اناربن گوش می کنم
و به دور شدن خان معظم می نگرم
در راهی که هنوز با او نمی روم

*
گؤروش
گلیرم
ایله شیرم
« اؤلوم » ه باخیرام
اتاغیمدا
مندن قاباق
منیم قاباغیمدا

موخه ده یه دایانیب
گؤز – گؤزه باخیریق
یاشاییشیمین رنگین دوشونور
بیر سؤز دئمه میش
هئیبتلی خان کیمی آیاغا قالخیر
قاپینی آغیر هوججو کیمی آچیر
و حیه طدن چیخیر
من ایسه سئوینج مئی ین باشیما چکیرم
پنجره دن نار بوتاغینین اوستونده کی قناری نین ماهنی سینا قولاق آسیرام
و هئیبتلی خانین اوزاقلاشماسینا
او یولا باخیرام
کی هله لیک اونونلا بیرلیکده گئتمیرم

*

10 – نگاه
در گلستان
به خارها خیره شدیم
و موسم گل گذشت

*
باخیش
گولوستاندا
تیکانلارا گؤز تیکدیک
و گولون واختی کئچدی

*

11 – شب بی باران بهار
در شعر باز شد
اما من از کلمات
فقط تو را داشتم
پس نوشتم تو
و در شعر را بستم

*
یازین یاغیش سیز گئجه سی
شعرین قاپیسی آچیلدی
آما من سؤزجوکلردن
تکجه سن واریمیدین
یازدیم سن
و شعرین قاپی سین باغلادیم

*
گزیده ای از اشعار : محمد شریفی نعمت آباد با ترجمه ترکی قایاقیزی

  Posts

Juni 28th, 2022

صدای گریه می آید

همه چیز فدای عشق؟عصر است، عصر یک روزِ گرمِ تابستان. ساعت حدود هشت و نیم شب است و خورشید دارد […]

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]

Januar 21st, 2022

اتوبوس شهری

کلاس ششم که تمام شد ، من و مهرناز خوشحال شده ، به مهناز و پریناز پز دادیم. زیرا که […]

Januar 10th, 2022

نوه های شیرینِ من

هرگاه که نوه هایم دور و برم می پلکند، سر و صدا وهای وهویشان فضای خانه را پر می کند، […]

Dezember 21st, 2021

من و یلدا و حافظ

یادش به خیر، برف باریده و هوا سرد و زمین یخبندان بود. بی صبرانه منتظر بودیم که خانم ناظم، زنگ […]

Dezember 16th, 2021

من و حافظ

وقتی که دلتنگی سراغت می آید و حس می کنی دنیا با همۀ سنگینی اش بر سرت آوار می شود، […]

Dezember 13th, 2021

دعای نظامی

خداوندا چیزی به ما بده که سبب آرامش ما شود و پشیمانی به همراه نیاورد. درِ کرمِ خود را به […]