List

داشتم کمدم را مرتب و تمیز می کردم که قوطی نامه ها و عکس های ارسالی از ایران ( که فامیل و دوست و آشنا برایم فرستاده بودند) به چشمم خورد. تمیزی و گردگیری را فراموش کرده و قوطی را باز کردم. عجب با حوصله و به ترتیب بسته بندی و مرتب کرده بودم. نامه ها، پاکت نامه ها همراه با تمبرهای چسبیده شده به پشت پاکت ها، چه احساس خوشی به من داد. با دیدن نامه ای فاتحه خواندم و با دیدن عکسی، چقدر جوان بودی و حالا چه پیر و شکسته شده ای گفتم. در میان نامه ها، به عکس تو رسیدم که پشتش نوشته بودی ( اکنون که بجز شور جوانی به سرم نیست – عکسم تو نگهدار که فردا اثرم نیست) اشک پرده ای بر چشمانم کشید و مزاحم دیدم شد. ( راستی که بچه ها چقدر صاف و بی شیله پیله اند.) به تو اندیشیدم و به رفتن ناگهانی ات. باور کردنی نیست. نمی دانم باور کنم یا نه! به سوگ نشسته و  اشک بریزم یا نه!
کاش در این دنیا چوپان های دروغگوی کتاب درسی مان وجود نداشت تا نیازی به تشخیص راست و دروغ هم وجود نداشت.

 

  Posts

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]

Januar 21st, 2022

اتوبوس شهری

کلاس ششم که تمام شد ، من و مهرناز خوشحال شده ، به مهناز و پریناز پز دادیم. زیرا که […]

Januar 10th, 2022

نوه های شیرینِ من

هرگاه که نوه هایم دور و برم می پلکند، سر و صدا وهای وهویشان فضای خانه را پر می کند، […]

Dezember 21st, 2021

من و یلدا و حافظ

یادش به خیر، برف باریده و هوا سرد و زمین یخبندان بود. بی صبرانه منتظر بودیم که خانم ناظم، زنگ […]

Dezember 16th, 2021

من و حافظ

وقتی که دلتنگی سراغت می آید و حس می کنی دنیا با همۀ سنگینی اش بر سرت آوار می شود، […]

Dezember 13th, 2021

دعای نظامی

خداوندا چیزی به ما بده که سبب آرامش ما شود و پشیمانی به همراه نیاورد. درِ کرمِ خود را به […]

Dezember 8th, 2021

بهرام گور

نظامی در هفت پیکرش می فرماید: یزدگرد، پدرِ بهرام گور، پادشاهی ستمگر بود. او پادشاهی تند و تیز بود و […]