List

چقدر غمگین می شوی، وقتی وارد خانه شده و آکواریوم ماهی ها را ترک برداشته و خراب ببینی. با عجله سعی می کنی هم آب آکواریوم را خالی کنی و هم ماهی های سرخ زیبا را از مرگ نجات دهی. بالاخره موفق می شوی . ماهی هایت از داخل آکواریوم راحت خارج شده و داخل ظرف کوچک پلاستیکی جای می گیرند. جایشان تنگ است و برای تهیه آکواریومی جدید احتیاج به فرصت داری.
فکری به سرت می زند. ظرف ماهی ها را در آغوش می گیری و در این هوای سرد به طرف رودخانه می روی . با این هدف که رودخانه بهترین جا برای این زبان بسته های طفلی است. روی آب رودخانه را لایه نازکی از یخ پوشانده است. با هزار زحمت لایه را می شکنی و ماهی ها را از آن لایه داخل رودخانه رها می کنی. در یک چشم زدن از تو دور می شوند. موقع برگشت ، زن همسایه را می بینی و ماجرا را برایش تعریف می کنی. می گوید که :« اشتباه کرده ای . ماهی ها از خانه و آکواریوم گرم بیرون آمده و داخل آب سرد رها شده اند. الان شوکه شده و مرده اند.» سراسیمه به طرف رودخانه برمی گردی. اثری از ماهی ها نیست. شاید مرده اند و شاید ته آب رفته اند.زن همسایه ،  آشفتگی ات را می بیند و دلداری ات می دهد :« ناراحت نباش کارت درست بود. کوچولوهای سرخ تو ، برای لحظاتی هم که شده طعم آزادی را چشیده اند. می گویند یخ روی آب ، باعث ولرم ماندن آب رودخانه می شود. خدا را چه دیدی شاید فوری به طرف عمیق رودخانه رفته اند و زنده اند. بهار که به دیدنشان می آیی و بچه هایشان را هم می بینی.»
با خود می اندیشی :« آیا باز هم تصمیم داری برای تحویل سال نو ماهی سرخ بخری؟»

  Posts

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]

Oktober 10th, 2022

زدم فالی و حافظ این چنین گفت:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشتمن اگر خوبم اگر بد تو برو خود […]

September 28th, 2022

دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ

حال و هوای خوشی ندارم. آسمان ابری و گرفته است. سرما تن و جانم را می لرزاند. مضطربم. آفتاب گرما […]

September 20th, 2022

سیف فرغانی چه خوش می فرماید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت، غبارش فرونشستگردِ سَمِ خَرانِ […]

September 11th, 2022

جانِ من مولانا

دلم می خواست درباره مولانا بنویسم. دلم می خواهد به قونیّه بروم و زیارتش کنم. اما نه توان رفتم دارم […]

September 5th, 2022

دعانویس – دیروز

سالها پیش،گویا کلاس نهم یا دهم بودم. روزی از روزهای سر زمستان، آقا کمال از تهران به پدرم تلفن کرد […]

August 25th, 2022

دمی با عطّار

ره میخانه و مسجد کدام استکه هردو بر من مسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه […]

August 18th, 2022

تا مرد سخن نگفته باشد

دوستی داشتیم که خیلی کم حرف بود. هر وقت دور هم جمع می شدیم و می گفتیم و می خندیدیم، […]

August 10th, 2022

امیرهوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج معروف به سایه، درگذشت.پرسیدند:« کدام یک از اشعار شهریار را دوست داری؟»گفت:« خود شهریار را.»ایران ای سرای امیدبر […]