List

پدرم، پدر داغدیدۀ مهربانم، در این شب آرزوها، اولین پنج شنبه ماه رجب ( رقئییب) حلوائی می پزم به شیرینی خاطراتی که در کنارت سپری شد. به گرمای دستان پرمهرت. به قامت استوارت که همیشه پشت و پناه و دلگرمی مان بودی. به دل داغدیده ات که در واپسین سالهای عمر داغ فرزند جوانت دلت را سوزاند.
آنا منی آز آغلا
قیشی دایان یاز آغلا
منیم بو دردلریمی
بیر خزله یاز آغلا
*
یاییلدی گون باغلارا
شئح دوشدو یارپاغلارا
حئییف سنین بو جانین
قاریشدی تورپاقلارا
*
خوروز بان وئرن یئرده
یارام قان وئرن یئرده
آنا گلسین یئتیشسین
اوغول جان وئرن یئرده
*
قارداشیم تیکه – تیکه
دوغراننام تیکه – تیکه
آنام ساچینی یولدو
کفنین تیکه تیکه
*
منه فلک ائیله دی
اوخون له لک ائیله دی
گیردی گوللو باغیما
الک – الک ائیله دی

  Posts

November 18th, 2019

الیزابت ها

میان ماه من تا ماه گردن – تفاوت از زمین تا آسمان است الیزابت زلبرت – الیزابت زلبرت را به […]

November 13th, 2019

جیک جیک مستونت که بود

اورقیه آنا پیرزن جالبی بود. برای خودش آداب و رسوم و باورهائی داشت و پای بند آن آداب بود  روزی […]

November 12th, 2019

کلنگت را بردار

داشتیم وبگردی می کردیم که به  عبید زاکانی و سخنان شیرین اش رسیدیم. گفتم:« این عبید زاکانی عجب طناز با […]

November 3rd, 2019

اگر او بتواند

هاله:« خبر را شنیدید؟ دخترِ گل صنم مردود شد صالیحا:« طفلک گل صنم! صبح تا شب کار می کند که […]

November 1st, 2019

وارین وئرن اوتانماز

مردی میان سال است. همراه با زن و بچه هایش، باهزار مکافات و درد از میان دود و آتش و […]

Oktober 18th, 2019

سال ۱۳۸۳

باران بی وقفه می بارد. هوا تاریک و سرد و دلگیر است. باید به گونه ای خود را سرگرم کنم. […]

Oktober 8th, 2019

بیمارستان

اسم بیمارستان که شنیده می شود، دل آدم خود به خود می لرزد. ساده نیست که. بیمارستان یعنی یکی دارد […]

September 23rd, 2019

مهرماه و مدرسه، یادش به خیر

وارد خیابان فرعی می شوم. ساختمان کودکستان، دبستان، گزامت، رئال و… و… همه در یک خیابان و نزدیک به هم […]

September 17th, 2019

کتاب و امانت

باران که قطع شد، هلنا زنگ زد و گفت:« کتابفروشی پیدا کردم که اجناس خیلی ارزانی آورده است. سر کوچه […]

August 31st, 2019

فقیر که بودیم

فقیر که بودیم، خوشبخت بودیم خانه ای دو اتاقه اجاره ای داشتیم. دو اتاق کوچک و یک دهلیز بین دو […]