List

اولین پنج شنبه از ماه رجب ، رغایب ، رقئییب ، شب آرزوها ، مهمانی مرده هاست.
پدرم می ترسم از آرزو ی قدم گذاشتن در کوچه پس کوچه های تبریز ،می دانی چرا ؟ در این گوشه ی جهان دلخوشی ام این است که روزی به راسته کوچه و بن بست بی انتهای قدیمی مان پای می نهم و سراسیمه راه خانه را پیش گرفته و در قدیمی خانه مان را با شادی و هیجان به صدا درمی آورم  و برادر کوچک از پنجره ی اتاقش سرش را بیرون آورده و با صدای بلند می خندد و صدای قدمهایت هیجان زده ام می کند و در را که باز می کنی با شادی مرا درآغوش می گیری و مادرم را می کنی که زن بیا ببین کی آمده ؟
و اکنون می ترسم از آرزو ی قدم گذاشتن در کوچه پس کوچه های تبریز ،می دانی چرا ؟ چون نه از تو خبری است و نه از خنده و قهقهه ی بلند برادر. او پیش از موعد و با عجله رفت و تو پشت سرش پر کشیدی و رفتی. از خدا خواستی که سر پا ببردت و خدا را شکر که سر پا و آرام رفتی

  Posts

Juni 28th, 2022

صدای گریه می آید

همه چیز فدای عشق؟عصر است، عصر یک روزِ گرمِ تابستان. ساعت حدود هشت و نیم شب است و خورشید دارد […]

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]

Januar 21st, 2022

اتوبوس شهری

کلاس ششم که تمام شد ، من و مهرناز خوشحال شده ، به مهناز و پریناز پز دادیم. زیرا که […]

Januar 10th, 2022

نوه های شیرینِ من

هرگاه که نوه هایم دور و برم می پلکند، سر و صدا وهای وهویشان فضای خانه را پر می کند، […]

Dezember 21st, 2021

من و یلدا و حافظ

یادش به خیر، برف باریده و هوا سرد و زمین یخبندان بود. بی صبرانه منتظر بودیم که خانم ناظم، زنگ […]

Dezember 16th, 2021

من و حافظ

وقتی که دلتنگی سراغت می آید و حس می کنی دنیا با همۀ سنگینی اش بر سرت آوار می شود، […]

Dezember 13th, 2021

دعای نظامی

خداوندا چیزی به ما بده که سبب آرامش ما شود و پشیمانی به همراه نیاورد. درِ کرمِ خود را به […]