List

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و خون جگر و اشک چشمانم، با شما دیدار تازه می کنم. باشد که یادتان فراموشم نشود.
پدر جان خاطرات خوشی که در کنارت داشتم به شیرینی حلوا و به گرمی دستان مهربانت دلچسب است. یادش به خیر آن بهاران سبز و خوش آب و هوائی که من و تو به بهانۀ خرید ادویه جات، از خانه بیرون می پریدیم و تا ظهر در بازارسرپوشیدۀ تبریز می گشتیم و عطر دارچین و وانیل و … مشاممان را نوازش می کرد و تو چه سربلند مرا به دوستان عطّارت معرفی می کردی و از آنها بهترین نوع و جنس را می خواستی. روح ات همیشه با لبخند شیرین بر لب، کنارم است.
برادر جان، اما از تو دلگیرم. تو که قول داده بودی تا آخر کنارم باشی، تو که وعده داده بودی در فقدان پدر و مادر تنهایم نخواهی گذاشت. به وعده ات عمل نکردی و با شتاب همچون آب روانی که بر سر و رویت می ریخت، جاری شدی و رفتی. چه بدقولی کردی و چه با ولع در آغوش مرگ غلطیدی و رفتی. تو داغ بر دل پدر و مادر پیرم نهادی. پدر غم ات را تاب نیاورد و رفت و مادر با عکس ات، که با هر نگاه، لبخندت را بر چهره اش می پاشی، زندگی می کند. هر روز با خود می گوید:« رفت و آسوده شد. انشالله که جایش راحت است.» سپس دعا می کند برای والدینی که فرزند ار دست داده اند.
پدر و برادر و پسر و دایی و شوهرخاله و دیگر از دنیا رفتگان، عزیزان والدین و بازماندگان، روح تان در این جشن مردگان شاد و خوابگاهتان آرام.

  Posts

Februar 1st, 2023

آتش بدون دود – کتاب چهارم

از عشق سخن باید گفتهمیشه از عشق سخن باید گفت.می گوید: عشق ترجیع بندی ست که هیچ رُجعتی در آن […]

Januar 28th, 2023

مادرم

آخرین فیلم ات را می بینم، شبیه فرشته ی سپید بالی هستی که داخل پنبه ی سفیدِ گلداری فرورفته و […]

Januar 20th, 2023

آتش بدون دود – دفتر چهارّم

آتش بدون دود – کتاب چهارم – واقعیتهای پرخوننویسنده: نادر ابراهیمیپدری که نفهمد بچّه اش درد دارد، پدر نیست، کُندۀ […]

Januar 16th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوم

در تمام سالهایی که در صحرا کار می کردم، هرگز از هیچ ترکمن آزار و اذیّتی ندیدم، امّا محبّت و […]

Januar 15th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوّم

آق اویلر به غم میدان داد، و غم، قانع نیست. هرچه مدارا کنی، ستیز می کند، هرچه عقب بنشینی، پیش […]

Januar 8th, 2023

آتش بدون دود

آتش بدون دود –  دفتر سوم – اتّحادِ بزرگنویسنده: نادر ابراهیمیگومیشان سرزمینِ تیراندازانِ آرامآقشام گلن در گومیشان زندگی می کند […]

Dezember 28th, 2022

آتش بدون دود – دفتر دوّم

آتش بدون دود –  دفتر دوم – درختِ مقدّسنویسنده: نادر ابراهیمیمن نه یموتم نه گوگلان، من ترکمنم و ایرانی ام، […]

Dezember 22nd, 2022

آتش بدون دود – کتاب اوّل

آتش بدون دود – کتاب اول – گالان و سولمازنویسنده: نادر ابراهیمیآتش بدون دود نمی شود و جوان بدون گناهآلاو […]

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]