List

من حسین کوهی کرمانی ام
میهمان این سرای فانی ام
چون شود تن خاک و خاک ما غبار
شعر و عکسی ماند از ما یادگار
جسین کوهی کرمانی در سال 1276 ، در روستائی از توابع کرمان به دنیا آمد. او ادیب و شاعر و محقق و روزنامه نگار بود.
حسین کوهی کرمانی مردی خوش ذوق بود . او با کوشش فراوان و سفر به اصفهان و شیراز و کاشان و کرمان و گلپایگان و خوانسار ، ترانه های روستائی را جمع آوری کرده و در قالب کتاب « هفتصد ترانه از ترانه های روستائی ایران » به چاپ رساند. کتاب او مورد استقبال و علاقه عموم قرار گرفت و به زبان های آلمانی توسط دکتر کریستن سن ،  انگلیسی  توسط پروفسور دونالد ویلبرو فرانسه توسط پروفسور هانری ماسه، ترجمه و چاپ شد.
جسین کوهی کرمانی در خاتمه مقدمه کتابش چنین می نویسد :
رنج دیگران به نام خود آوردن هنر نباشد. هنرمند کسی است که به پای ابتکار خود راهی بپیماید و به جامعه خود از دسترنج خود خدمتی عرضه دارد.
جسین کوهی در زمستان 1337 چشم از جهان گشود و در شهر ری به خاک سپرده شد.
ترانه های روستائی از دو بیت تشکیل می شود که مصراع اول و دوم و چهارم هم قافیه و مصراع سوم آزاد است.این گونه سروده ها و ترانه های یادگار دوران خیلی قدیم و بازمانده زمان بسیار کهن است که گویندگان و سرایندگان آنها مشخص نیست.
پایه و اساس ترانه ها روی عشق و دلباختگی و احساسات و تخیلات روستائی ها نهاده شده است.
*
عزیزم می دوید من می دویدم
عزیزم می نشست من می دویدم
دو تا خال سیاه کنج لبش بید
اگر او می فروخت من می خریدم
*
کسی که با کسی دل داد و دل بست
به آسونی نمی تونه کشه دست
اگر آمد شدن را ره ببندند
همون راه محبت کی توان بست
*
لب بون اومدی رخ تازه کردی
قدت رو با قدم اندازه کردی
تو که پوشیده ای رخت عروسی
نکش سرمه که داغم تازه کردی
*
گلی از دست من بستون و بو کن
میون هر دو زلفونت فرو کن
به هر جائی که رفتی من نبودم
همون جا با خود گل گفتگو کن
*
دل من و دل من و دل من
به کرمون می برن آب و گل من
به کرمون می برن قلیان بسازن
که تا دلبر کشه دود از دل من
*
شتر از بار می نالد من از دل
بنالیم هر دومون منزل به منزل
شتر نالد که من بارم گرونه
منم نالم که دور افتادم از دل
*
برای دریافت کتاب « هفتصد ترانه روستائی ایران » و کتابهای مفید و خواندنی دیگر می توانید عضو کتابخانه الکترونیکی « کتابناک » شده و به رایگان دریافت کنید.

*

  Posts

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]

Oktober 10th, 2022

زدم فالی و حافظ این چنین گفت:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشتمن اگر خوبم اگر بد تو برو خود […]

September 28th, 2022

دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ

حال و هوای خوشی ندارم. آسمان ابری و گرفته است. سرما تن و جانم را می لرزاند. مضطربم. آفتاب گرما […]

September 20th, 2022

سیف فرغانی چه خوش می فرماید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت، غبارش فرونشستگردِ سَمِ خَرانِ […]

September 11th, 2022

جانِ من مولانا

دلم می خواست درباره مولانا بنویسم. دلم می خواهد به قونیّه بروم و زیارتش کنم. اما نه توان رفتم دارم […]

September 5th, 2022

دعانویس – دیروز

سالها پیش،گویا کلاس نهم یا دهم بودم. روزی از روزهای سر زمستان، آقا کمال از تهران به پدرم تلفن کرد […]

August 25th, 2022

دمی با عطّار

ره میخانه و مسجد کدام استکه هردو بر من مسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه […]

August 18th, 2022

تا مرد سخن نگفته باشد

دوستی داشتیم که خیلی کم حرف بود. هر وقت دور هم جمع می شدیم و می گفتیم و می خندیدیم، […]

August 10th, 2022

امیرهوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج معروف به سایه، درگذشت.پرسیدند:« کدام یک از اشعار شهریار را دوست داری؟»گفت:« خود شهریار را.»ایران ای سرای امیدبر […]