List

نوه ام کلاس اولی است. روز اول مدرسه ، با کیفی مخروطی شکل که مادرش پر از شکلات و خوردنی و نوشیدنی کرده بود ، راهی مدرسه شد. کیف مخروطی شکل و خوشحالی اش از رفتن به مدرسه ، دوران تحصیلم را به یادم انداخت. ما نیز کلاس اولی بودیم. روز اول که وارد حیاط مدرسه شدیم ، زن جوانی با آرایش غلیظ و ماتیک سرخ اش که خط کش به دست ، بالای پله های مدرسه ایستاده بود ، جلب توجه کرد. مادرم گفت :« این زن خانم ناظم است . شلوغی و بی ادبی کنید با این خط کش کتک می زند.» حالا خودتان حالمان را درک کنید که از آغوش پر مهرمادر به کدام آغوشی افتادیم. خانم ناظم عقیده داشت :« تا نباشد چوب تر ، فرمان نبرد گاو خر » کسی هم نبود بگوید آخر خانم جان مگر ما گاو و خریم که احتیاج به چوب تر داشته باشیم؟ والدینمان نیز حامی اولیای مدرسه بودند و در اصل کتک زدن هم پیمان و هم پیاله شان.خوردنی ما در فاصله زنگهای تفریح ، نان و پنیری بود که مادرمان مهیا کرده بود. تنقلاتمان هم آردنخود و لوشک و آب نبات چوبی قهوه ای رنگ که به آن « قازان دیبی » می گفتیم. بود.این تنقلات را ننه پیر مدرسه می فرخت. او پیرزن بسیار مهربانی بود. وقتی خانم ناظم ما را به هدف تنبیه ، در گوشه ای از حیاط می برد ، او سراسیمه خود را می رسانید و شفاعت ما را می کرد . گاهی وقتها خانم ناظم خواهش و تمنای او را قبول نمی کرد.
بعد از گذشت آن همه سال ، یادآوری خاطرات درس و تحصیل و کودکی لذت بخش است.
دانش آموزان عزیز موفق باشید.

  Posts

Oktober 9th, 2017

زنگ انشا – پاییز را تعریف کنید

زنگ انشا ، همگی دفاتر انشایمان را روی نیمکت گذاشته و منتظر شدیم تا خانم معلم یکی یکی صدا کند […]

Oktober 7th, 2017

کفن سفید ذوالجناح

صبح عاشورا ، دوست جان آمد و گفت : دختر چرا نشسته ای ؟ ذوالجناح همسایه را آماده کرده اند. […]

September 26th, 2017

تا نباشد چوب تر

نوه ام کلاس اولی است. روز اول مدرسه ، با کیفی مخروطی شکل که مادرش پر از شکلات و خوردنی […]

September 21st, 2017

به یاد فریدون مشیری

یکی از روزهای سرد پاییزی بود. من و مهناز و مهرناز و پریناز دور هم نشسته و از این در […]

September 18th, 2017

شهریار

در میان آذربایجانیها کمتر کسی است که با اشعار نغز شهریار آشنائی نداشته باشد . من نیز از زمانی که […]

September 13th, 2017

عطر خوش اطلسی

بچه که بودیم تبریز بزرگ نبود. بین ائل گؤلی ( شاهگلی سابق ) و شهر این همه آپارتمان نبود. شاهگلی […]

September 11th, 2017

دنیای زیبای ضرب المثل ها

ضرب المثل ها جملات کوتاه خوش آهنگ یا تک بیتی یا تک مصراع هایی هستند که بجز زیبا و دلنشین […]

September 3rd, 2017

نمی خواهم بمیرم با که باید گفت؟

صبحی زیباست. آماده شده و راهی دیدار کوچکترین نوه ام می شوم. تعطیل آخر هفته را با نوه های بزرگترم […]

August 31st, 2017

عید بر عاشقان مبارک باد

در همسایگی ما  ،  زن جوانی زندگی می کرد  که بزرگترین آرزویش ، سفر حج  و حاجی خانم واقعی شدن […]

August 21st, 2017

دبیر تاریخ ما – چهار پ

یکی دو روز است که سعی می کنم بنویسم اما گوئی دیگر فکر و ذهنم کار نمی کند . خواستم […]