List

امشب از آن شبهای غمگین است. هوا ابری و گرفته است. باران لحظاتی به شدت می بارد و لحظاتی دیگر آرام می گیرد. درست مثل چشمان من. دلم به شدت می گیرد و سوار بر اسب سفید رویاهایم، به گذشته ها سفر می کنم. به آن دوردستها. تو را می بینم، با آن دستهای کوچک، چهرۀ خندان و گریه های معصومت و من در کنار تو که طریقۀ آرام کردنت را بلد نیستم، برای ناتوانی ام، همراه تو می گریم و تو با دیدن اشکهایم آرام می شوی و چشمان ات را با دستهای ریزه ات پاک می کنی و به من قول می دهی که اگر گریه نکنم تو نیز نخواهی گریست. من و تو با هم اشک می ریزیم. با هم می خندیم و با هم می خوابیم . من و تو عجیب شبیه هم هستیم. هر دو دردمندیم. تو زبان برای درددل نداری و من جرات.
اکنون دارم برای تو گریه می کنم و تو نیستی که ببینی.
*
آغلارام آغلار کیمی
دردیم وار داغلار کیمی
خزل اولوب تؤکوللم
ویرانه باغلار کیمی
*
عزیزیم گؤزل آغلار
گؤزلریم گؤزل آغلار
منی یئتیر آناما
آنام منه گؤزل آغلار

  Posts

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]

Oktober 10th, 2022

زدم فالی و حافظ این چنین گفت:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشتمن اگر خوبم اگر بد تو برو خود […]

September 28th, 2022

دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ

حال و هوای خوشی ندارم. آسمان ابری و گرفته است. سرما تن و جانم را می لرزاند. مضطربم. آفتاب گرما […]

September 20th, 2022

سیف فرغانی چه خوش می فرماید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت، غبارش فرونشستگردِ سَمِ خَرانِ […]

September 11th, 2022

جانِ من مولانا

دلم می خواست درباره مولانا بنویسم. دلم می خواهد به قونیّه بروم و زیارتش کنم. اما نه توان رفتم دارم […]

September 5th, 2022

دعانویس – دیروز

سالها پیش،گویا کلاس نهم یا دهم بودم. روزی از روزهای سر زمستان، آقا کمال از تهران به پدرم تلفن کرد […]

August 25th, 2022

دمی با عطّار

ره میخانه و مسجد کدام استکه هردو بر من مسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه […]

August 18th, 2022

تا مرد سخن نگفته باشد

دوستی داشتیم که خیلی کم حرف بود. هر وقت دور هم جمع می شدیم و می گفتیم و می خندیدیم، […]

August 10th, 2022

امیرهوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج معروف به سایه، درگذشت.پرسیدند:« کدام یک از اشعار شهریار را دوست داری؟»گفت:« خود شهریار را.»ایران ای سرای امیدبر […]