List

خوانندۀ این ترانه، داود مقامی، از خوانندگان کوچه بازاری بود. در سن جوانی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. دنبال ترانه سرای بهشت و جهنم می گشتم که به ویکی پدیا رسیدم. نام ترانه سرا ( جوزانی ) نوشته شده است.
تو هر چقدر که خواهی، دل منو بسوزون
برو هر اسبی داری، برای من بتازون
آخه قیامتی هو توی کاره
خدا پرده زکارت برمیداره
یه روز در محضر عدل الهی
بهت ثابت میشه که روسیاهی
بس که تو آزردی مرا
هرگز نمی بخشم ترا

*
اگر مقصر من باشم میرم جهنم
روحم میشه با آتش سوزنده همدم
ولی میدونم جای من تو بهشته
خدا تو قلبم این معما رو نوشته
بس که تو آزردی مرا
هرگز نمی بخشم تو را

*
خوب میدونم روز قیامت
از کرده ات داری ندامت
باید که یک عمری نمائی
در آتش دوزخ اقامت
بس که تو آزردی مرا
هرگز نمی بخشم تو را
*

بهشت ایله جهنم
سن نقدر ایستیرسن، منیم قلبیمی یاندیر
گئت هر نقدر آتین وار، منیم اوستومه چاپدیر
آخی دونیادا بیر قیامت ده وار
الله ایشلریندن پرده نی آچار
بیرگون الله هین محضر عدلینده
ثابیت اولار اوزو قارالیغیندا
بس کی سن اینجیتدین منی
دای باغیشلامارام سنی

*
اگر گوناه منده اولسا جهنمه گئده ره م
روحوم جهنم اودویلان اولار همدم
بیلیرم کی منیم یئریم بهشتدیر
آللاه بونو اوره گیمده یازیبدیر
بس کی سن اینجیتدین منی
دای باغیشلامارام سنی

*
یاخجی بیلیرم قیامت گونونده

ایشلریندن پئشمان اولارسان سنده
گرکدیر کی عموربویوندا سنده
جهنم اودوندا قالارسان سنده
بس کی سن اینجیتدین منی
دای باغیشلامارام سنی

  Posts

August 5th, 2022

غرق در خوشی؟

می پرسم:« نئجه سن؟ نه وار نه یوخ؟ کئف مئف سازدی؟ /چطوری؟ چه خبرها؟ حال و احوال خوبه؟»جواب می دهد:« […]

Juli 29th, 2022

حضرت مولانا می فرماید

چونکه حکم اندر کف رندان بودلاجرم ذوالنوّن در زندان بود*چون قلم در دست غدّاری بودبی گمان منصور بر داری بود*از […]

Juli 24th, 2022

خواجه عبدالله انضاری

نامش آشناست. آشنا درکتابهای درسی، با توضیحی مختصر درباره اش. درباره اش آنچه که به خاطرم مانده تاریخ تولد و […]

Juli 10th, 2022

عید بر عاشقان مبارک باد عید قربان است و صدای عطیه خانم را که به بهانۀ تبریک عید، زنگ زده […]

Juli 2nd, 2022

زبان در دهان ای خردمند چیست

حضرت مولانا می فرماید:آدمی مخفی است در زیر زباناین زبان پرده است بر درگاه جانچون که بادی پرده را درهم […]

Juni 28th, 2022

صدای گریه می آید

همه چیز فدای عشق؟عصر است، عصر یک روزِ گرمِ تابستان. ساعت حدود هشت و نیم شب است و خورشید دارد […]

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]