List

اسم فارسی اوه لیک را نمی دانم. در ویکی پدیا معادل فارسی اش را« ترشک» نوشته است. اما اوه لیک، ترشک نیست. قدیمها این سبزی را از دشت و دمن چیده و برای فروش به شهر می آوردند. اما اکنون بذرش در دسترس هست و می توان داخل گلدان یا باغچه کاشت و پرورش داد. خیلی خوب رشد می کند و زیاد می شود. این سبزی را در تابستان چیده و خشک می کنیم و در زمستان برای پخت پلو استفاده می کنیم. تازه اش همراه با سبزی خوردن و آبدوغ خورده و خوشمزه می شود. می توانیم داخل آش و قورمه سبزی هم بریزیم.
مواد لازم: برنج – اوه لیک – گوشتِ پرچربی، نمک و ادویه
اوه لیک را به مدت دو ساعت داخل آب سرد، خیس می کنیم تا هم کمی نرم و هم گرد و خاکش جدا شود. گوشت را با پیاز و ادویه تفت داده و اوه لیک را آبکش کرده و به گوشت اضافه می کنیم تا بپزد. وقتی گوشت پخت، برنج مان را می شویم و مخلوط گوشت و اوه لیک را به برنج اضافه می کنیم و مثل کته می پزیم ( اول آب گوشت را می ریزیم . اگر آبِ گوشت کافی نبود به اندازه لازم آب معمولی نیز اضافه می کنیم.» و می گذاریم بپزد. کتۀ ما ( اوه لیک چهمه سی ) آمادۀ خوردن است. این غذا احتیاج به چربی زیاد دارد. اگر چربی گوشت کم باشد و یا چربی گوشت را دوست نداشته باشیم، می توانیم به جایش، کره یا روغن مورد علاقه مان را اضافه کنیم. البته من با گوشت کم چرب یا بدون چربی می پزم و خوشمزه هم می شود. این غذا با ترشی خیلی خوشمزه می شود.

  Posts

September 21st, 2020

سه مینی مال وترجمه من

شاعر: بهنام رضایی زاده 1 – ای زن زمین و آسمان ندارد بهشت هم بروی باز اسباب بازی مؤمنین می […]

September 19th, 2020

موی سفید در دنیای شعرا

گفتی که پس از سیاه زنگی نبودپس موی سیاه من چرا گشت سفید؟حافظ*موی بر سر شد سپید و روی من […]

September 7th, 2020

دلقک ها

دلقک به کسی می گویند که با اداها و سخنان بیهوده و انتقاد، موجب خنده اطرافیان می شود. در زمان […]

September 3rd, 2020

گیاه پنیرک

پنیرک گیاهی علفی و یک ساله است. بچه که بودیم ، باغچۀ حیاطِ خانه مان پر از پنیرک و ختمی […]

August 2nd, 2020

شب در دنیای شعرا

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواج نگاه تو به من می رسد از دور فریدون […]

Juli 23rd, 2020

همدم

همدم نویسنده : مرضیه دستگردی طبق قرارشان با تی شرت و شلوار مشکی کنار تنها مجسمه پارک روی نیمکت نشسته […]

Juli 15th, 2020

وئرونا ( حکایتی از دفتر چهارم )

اتاق سمت راست روبروی سالن غذاخوری ، دوتختخوابه بود. لنا و وئرونا ساکن این اتاق بودند. لنا زمین گیر بود. […]

Juni 18th, 2020

لودویک ( حکایتی دیگر از دفتر چهارم )

یک روز بارانی وهوا تاریک و دلگیر بود. یکی از تختخوابهای اتاق شماره 153 خالی شده بود. دو هفته پیش […]

Juni 16th, 2020

خانم رایزیان ( حکایتی از دفتر چهارم )

اول صبحی با سر پرستار وارد سالن بزرگ خانه سالمندان شدیم . قرار بود یکی یکی در اتاقها را بزنیم […]

Juni 8th, 2020

سیاه مشق های یک معلم – دفتر چهارم

لیست حکایتها در کتابِ سیاه مشق های یک معلم – دفتر چهارم 1 – روحیه 2 – تاجی 3 – […]