List

پیرمرد با سن حدود هشتاد و چند سال، به قول ما جانی سولو و قوی هیکل است. دورتادور دیوار کوتاهش پر است از میوه و سبزیجاتی که خودش می کارد و پرورش می دهد. هر روز که نوه جان قند و عسل را می بیند، صدایش می کند و برایش یک مشت میوه تازه ( تمشک و انگور و توت فرنگی و خیار و گوجه فرنگی و هر میوه و سبزی که رسیده) می چیند و می دهد. گوحه فرنگی ها و خیار تازه و قلمی اش که حرفی ندارند. نوه جان گوجه فرنگی دوست ندارد،الّا گوجه فرنگی محصولِ حیاطِ پیرمرد. چند روزیست که پیرمرد به سختی بیمار و در بیمارستان بستری است و وارد حیاط که می شوی ، دیگر طنین صدای بم اش را نمی شنوی. دیگر کوچولو را صدا نمی کند که کجائی ؟ زود باش بیا بچین که دیر کنی کلاغها چشم طمع می دوزند و می چینند و می خورند. زنش می گوید که حالش خوب نیست و ما همگی با نگرانی، برای سلامتی اش دعا می کنیم. و مولانا چه زیبا می گوید که (از محبت حزن شادی می شود )

  Posts

Februar 1st, 2023

آتش بدون دود – کتاب چهارم

از عشق سخن باید گفتهمیشه از عشق سخن باید گفت.می گوید: عشق ترجیع بندی ست که هیچ رُجعتی در آن […]

Januar 28th, 2023

مادرم

آخرین فیلم ات را می بینم، شبیه فرشته ی سپید بالی هستی که داخل پنبه ی سفیدِ گلداری فرورفته و […]

Januar 20th, 2023

آتش بدون دود – دفتر چهارّم

آتش بدون دود – کتاب چهارم – واقعیتهای پرخوننویسنده: نادر ابراهیمیپدری که نفهمد بچّه اش درد دارد، پدر نیست، کُندۀ […]

Januar 16th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوم

در تمام سالهایی که در صحرا کار می کردم، هرگز از هیچ ترکمن آزار و اذیّتی ندیدم، امّا محبّت و […]

Januar 15th, 2023

آتش بدون دود – دفتر سوّم

آق اویلر به غم میدان داد، و غم، قانع نیست. هرچه مدارا کنی، ستیز می کند، هرچه عقب بنشینی، پیش […]

Januar 8th, 2023

آتش بدون دود

آتش بدون دود –  دفتر سوم – اتّحادِ بزرگنویسنده: نادر ابراهیمیگومیشان سرزمینِ تیراندازانِ آرامآقشام گلن در گومیشان زندگی می کند […]

Dezember 28th, 2022

آتش بدون دود – دفتر دوّم

آتش بدون دود –  دفتر دوم – درختِ مقدّسنویسنده: نادر ابراهیمیمن نه یموتم نه گوگلان، من ترکمنم و ایرانی ام، […]

Dezember 22nd, 2022

آتش بدون دود – کتاب اوّل

آتش بدون دود – کتاب اول – گالان و سولمازنویسنده: نادر ابراهیمیآتش بدون دود نمی شود و جوان بدون گناهآلاو […]

Oktober 28th, 2022

حالمان بد گشته و غم می خوریم

امشب حال و احوالم تعریفی ندارد. تلویزیون را باز می کنم تا سرم کمی گرم شود. یکی می رقصد. رقص […]

Oktober 10th, 2022

دکتر محمود انوشه می فرماید

هرگز از جلو به یک گاو، از عقب به یک الاغ و هیچ وقت به نادان نزدیک نشوید، چون نادان […]