List

 آچین آققیشقالاری ، آچین آققیشقالاری

شاعر : هوشنگ جعفری زنجانی

هاوالار تک اوره ییم دولغوندور

قورویان داغلارا یاغماق دیله ییر

سئل اولوب ظالیم ائوین ییخماغا

آخماق دیله ییر

ایلدیریم تک گئجه باغرین یارا

شاخماق دیله ییر

گونه باخماق دیله ییر

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

*

منه یوخ

قفس غمده قناری لره بیر رحم ائلهیین

بیر گولون سولماسینا سولمامیشام

قلبیمین دولماسینا دولمامیشام

قورخورام توسکو چالا گولخانانی

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

*

آچین آققیشقالاری

بیر گؤروم اؤلکه مه ماغا

بیرلشن ائل لر نئج اولوب

کوچه لرده یوموروق توسکورو

بایراق نئج اولوب

بیزیم ائل لر نئج اولوب

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

*

آچین آققیشقالاری

بو نه یئردی کی ایشیق لیق یولو یوخدور

بیلمیرم قبله م هایاندیر

ائویمین ساغ سولو یوخدور

بیرینی بغض توتوبدور دانیشانمیر

بیری بیر شیردی دوشوب دار قفس ایچره چالیشانمیر

آنا ایستکلی بالاینان بارشانمیر

ایکی تورپاق قاریشانمیر

قول بویونلا ساریشانمیر

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

*

بابا آچین آققیشقالاری

ائله بیل کی قولاغا وای سه سی گلدی

قاراباغدان اوغول ای وای سه سی گلدی

*

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

ائله بیل کی قولاغا وای سه سی گلدی

آنالار قالمیش اوغول سوز

اوغول ای وای سه سی گلدی

دییه سن های سه سی گلدی

یا گورون قانلی بئشیک اوخشوری لای لای سه سی گلدی

*

قاپی تاختا ، دالی سالقی ، باجا باغلی ، سه سیم آرقین

نه گئدیر سه س ، نه گلیر های

اولدو کال کلمه لر اوسته عملیم زای

آچین آققیشقالاری

آچین آققیشقالاری

آققیشقا : آتیشقا ، جاماکی ، دربچه ، پئنجره ، خیردا پئنجره

*

باز کنید پنجره ها را
باز کنید پنجره ها را
دلم همچون هوای ابری گرفته
دلم باریدن بر کوههای عطشان
همچون سیل خروشان
ویران کردن خانه ستمکاران
مانند رعد و برق ، شکافتن دل شب
نگریستن به خورشید تابان
را می خواهد
باز کنید پنجره ها را
*
به من نه ، بلکه
بر قناری های اسیر در قفس تنگ رحم کنید
با پژمرده شدن شاخه گای
پژمرده نشدم
با گرفته شدن دلم، دلگیر نشدم
می ترسم دود گلخانه را نابود کند
باز کنید پنجره ها را
باز کنید پنجره ها را
*
باز کنید پنجره ها را
تا ببینم در آن دیارم
بر سر ملت متحدم
پرچم متحدم چه آمده
ایل و طایفه ام چه شده
باز کنید پنجره را
باز کنید پنجره را
*
باز کنید پنجره را
این چه جائیست
که راهی برای روشنائی ندارد؟
نمی دانم قبله ام کجاست
نمی دانم جهت خانه ام کجاست
گلوی این یکی را بغض گرفته
نمی تواند حرف بزند
آن یکی شیری است گرفتار قفس تنگ
جائی برای تکان خوردن ندارد
مادر نمی تواند با فرزند دلبندش آشتی کند
دو خاک نمی تواند به هم بپیوندد
نمی توانند همدیگر را در آغوش بکشند
باز کنید پنجره ها را
باز کنید پنجره ها را
*
بابام جان
باز کنید پنجره ها را
گوئی صدای « وای » به گوش می رسد
از جانب « قره باغ » صدای « وای پسرم » به گوش می رسد
*
باز کنید پنجره ها را
باز کنید پنجره ها را
گوئی صدای « وای » به گوش می رسد
ناله مادران داغ دیده
صدای « ای وای پسرم » به گوش می رسد
صدای های و هوی به گوش می رسد
گوئی گهواره خونین بایاتی می خواند
صدای لالائی به گوش می رسد
*
در بسته
کلونش کشیده
دریچه بسته
صدایم خسته
نه صدائی می رسد
نه فریادی به گوش می رسد
زحمتم
در هیاهوی کلمات گرفته و خفه ام به هدر رفت

*

  Posts

Juni 28th, 2022

صدای گریه می آید

همه چیز فدای عشق؟عصر است، عصر یک روزِ گرمِ تابستان. ساعت حدود هشت و نیم شب است و خورشید دارد […]

Juni 24th, 2022

پدربزرگ

چه کودکان خوشبختی بودیماواخر خرداد بود. امتحانات ثلث سوم تمام شده و منتظر کارنامه بودیم. برایمان نمره عالی و بسیار […]

Februar 3rd, 2022

رغایب، شب آرزوها

پدرم، برادرم، شب رغایب یا رقئییب، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما، که با فاتحه و یاسین و […]

Januar 26th, 2022

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

صبح ها که، پنجره را باز می کنم، پیرزن با موهای سفید و آراسته، با سر سلام می دهد. او […]

Januar 25th, 2022

مادر است دیگر!

مادر است دیگر، خودش مادر است و به فکر مادرشوهر هم هست. به نوه جان آموخته رسم احترام و محبت […]

Januar 21st, 2022

اتوبوس شهری

کلاس ششم که تمام شد ، من و مهرناز خوشحال شده ، به مهناز و پریناز پز دادیم. زیرا که […]

Januar 10th, 2022

نوه های شیرینِ من

هرگاه که نوه هایم دور و برم می پلکند، سر و صدا وهای وهویشان فضای خانه را پر می کند، […]

Dezember 21st, 2021

من و یلدا و حافظ

یادش به خیر، برف باریده و هوا سرد و زمین یخبندان بود. بی صبرانه منتظر بودیم که خانم ناظم، زنگ […]

Dezember 16th, 2021

من و حافظ

وقتی که دلتنگی سراغت می آید و حس می کنی دنیا با همۀ سنگینی اش بر سرت آوار می شود، […]

Dezember 13th, 2021

دعای نظامی

خداوندا چیزی به ما بده که سبب آرامش ما شود و پشیمانی به همراه نیاورد. درِ کرمِ خود را به […]